مذهبی

چرا علامه کاشانی (ره)ایوب العلما لقب گرفتند؟

ایوب‌العلما لقبی بود که مرجع عالم تشیع مرحوم آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی به او داده بود آن هم نه به دلیل رنج و مشقاتی که سالیان دراز و متمادی بر اثر بیماری مزمن با آن دست و پنجه نرم می‌کرد و او را زمین گیر کرده بود بلکه به خاطر صبر در مقابل ناملایمات، آزارها و مرارت‌هایی که در ادای تکلیف و انجام وظیفه در ارشاد و هدایت مردم متحمل می‌شد و توانست بیست سال تمام سنت اقامه نماز جماعت را در کنار قبله دل‌ها، حرم سالار و سرور شهیدان قافله عشق حضرت حسین بن علی (ع) برپا دارد و در کنار آن پاسخگوی شبهات دینی و شرعی مردم باشد.

یا هرگاه آیت اله بهجت به دیدا این عالم می آمدند دست بر روی سینه گذاشته و می گفتند :
السلام علیک یا ایوب العلماء

آیت‌الله سیدعباس کاشانی با آن همه صبر، صلابت خویش را در مقابل عوامل رژیم بعثی عراق به منصه ظهور گذاشت و هر آنچه را می دید ، آن را از آزمون الهی می دانست.

او در مقابل مشکلاتی که در پیش روی او قرار می دادند تنها به یک جمله بسنده می کرد و در واکنش به اقدام عوامل رژیم بعثی عراق می‌فرمود: اینها بچگی می‌کنند و تصور می کنند که من با این حرکت‌های بچه‌گانه میدان را به آنان می‌سپارم.

عالمی بردبار بود و شاگردی لایق برای استاد خود مرحوم آیت‌الله قاضی طباطبایی بود و رد پای استاد را می‌شود در آثاری که از او بر جای مانده است جست و جو کرد و به آن دست یافت.

بر جای ماندن ۲۷۰ اثر گرانسنگ از این عالم جلیل‌القدر و بررسی آثار او نشان از احاطه علمی او در مسائل و موضوعات مختلف از جمله تفسیر، فقه، علم رجال و موضوعاتی چون استخاره و … است.

بررسی شرح حال رجال شیعی از قرن دوم هجری تا قرن‌های پیش که پرچم‌دار مخزن علم حدیث بوده‌اند کار مشقت باری است که او در دوران سی ساله فقاهت و بیماری و قبل از آن عهده دار آن شد و نتیجه این تلاش، تدوین ۱۱۰ مجلد کتاب در این زمینه شد و آن را آماده چاپ کرد.

آیت‌الله سیدعباس کاشانی از زمره عالمانی بود که زندگی را در سایه ساده‌زیستی به کمال رساند و ارادتمندان او که در جای جای این میهن اسلامی با او آشنا بوده‌اند و شهرهای دور و نزدیک برای عرض ادب و ارادت و حضور در مکتب عرفانی او به محضرش شرفیاب می‌شدند، به ساده‌زیستی او گواهی می‌دهند و زندگی او را پایین‌تر از حد متوسط می‌دانند.

درب خانه‌اش به روی همگان باز بود و وقت و بی‌وقت پاسخگوی مسایل دینی مردم بود و او با چهره‌ای گشاده با مردم کوچه و بازار مراوده داشت و آنان را به گرمی در آغوش محبت خود قرار می‌داد.

آیت‌الله کاشانی مرد خدا بود . در صبر و صولت سرآمد همگان بود، او هرگز به خاطر مشکل بیماری زبان به شکوه نگشود بلکه همیشه شاکر درگاه الهی بود.

آیت‌الله کاشانی هر چند در طول دوران زندگی خود در مباحث علمی آثار گرانبهایی را برجای گذاشت اما هیچ گاه از مردم و جامعه خود را جدا نکرد و همواره با مردم و در کنار مردم بود، محافلی که در کنار او برگزار می‌شد، مردم عادی و شخصیت‌های نام آشنا را به حضور می‌پذیرفت، نشان از بی‌نشانی نام و آوازه او در جامعه دارد.

در طول دوران انقلاب اسلامی در همه انتخابات‌ها شرکت کرد و دست‌اندرکاران امر انتخابات را مورد لطف و عنایت خود قرار می‌داد. همیشه نیروهای انقلاب را به خدمت به مردم و ارزش نهادن به آن دعوت می‌کرد و ماندگارترین کارها را نزد حق تعالی خدمت به مردم می‌دانست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *